ناترازی بودجه
ناترازی بودجه زمانی اتفاق میافتد که دولت در مدیریت دخل و خرجش به بنبست میخورد؛ یعنی پولی که از مسیرهای پایدار مثل مالیات یا فروش نفت به دست میآورد، برای پوشش هزینههای سنگینی مثل حقوق کارمندان، صندوقهای بازنشستگی و یارانهها کافی نیست. در این وضعیت، دولت روی کاغذ بودجه را تراز نشان میدهد، اما در واقعیت با چالهای بزرگ روبهروست که برای پر کردن آن مجبور میشود دست به دامن روشهای تورمزا شود.
این ناترازی مستقیماً به جیب مردم و قیمت کالاها وصل است. وقتی دولت برای جبران کسری خود از بانک مرکزی یا بانکهای دیگر قرض میگیرد، نقدینگی در جامعه به شکلی غیرطبیعی رشد میکند. برای مثال، اگر دولت نتواند نفت کافی بفروشد اما هزینههایش را کاهش ندهد، این شکاف به شکل تورم به سفرهها منتقل میشود. در واقع، ناترازی بودجه مالیات پنهانی است که به دلیل ناتوانی دولت در هماهنگ کردن درآمد و هزینهاش، از قدرت خرید مردم کسر میشود.
چرا الان مهم است
تازهبا وجود بحثها درباره توافق و گشایش صنعتی، ناترازی بودجه همچنان ترمز اصلی اقتصاد است. تا زمانی که دولت با کسری شدید روبهروست، برای جبران آن از منابع بانکی و جیب صنایع هزینه میکند؛ به همین دلیل حتی با رفع تحریمها، بدون اصلاح ساختار بودجه، نمیتوان انتظار جهش ناگهانی در تولید و بهبود معیشت را داشت.
آخرین اخبار با این مفهوم

صنعت ایران در دوراهی توافق؛ چرا نباید منتظر معجزه فوری در تولید بود؟
توافق سیاسی تنها یک محرک موقت است؛ جهش واقعی صنعت نیازمند اصلاحات ساختاری داخلی و حداقل سه سال زمان برای جذب سرمایه است.
۲۹ خرداد ۱۴۰۵