اشتغال ناقص
اشتغال ناقص وضعیتی است که در آن فرد در آمارها «شاغل» محسوب میشود، اما ساعات کاری او کمتر از حد استاندارد است و آمادگی دارد تا زمان بیشتری را به کار اختصاص دهد. در واقع این افراد میان بیکاری مطلق و اشتغال کامل معلق ماندهاند؛ یعنی شغل دارند اما درآمد و زمان کاریشان برای پوشش هزینههای زندگی یا استفاده از توانمندیهایشان کافی نیست. در اقتصاد ایران، این پدیده اغلب به دلیل رکود یا نبود تقاضا برای تخصصهای خاص رخ میدهد.
این موضوع مستقیماً روی جیب مردم اثر میگذارد؛ مثلاً مهندسی که به دلیل نبود پروژه تخصصی، تنها چند ساعت در هفته به کارهای پارهوقت یا مسافرکشی مشغول است، دچار اشتغال ناقص شده است. این فرد با وجود داشتن شغل، همچنان با بحران تامین اجارهبها و مخارج روزمره دستوپنجه نرم میکند. بالا رفتن این نرخ در ایران نشاندهنده این است که حتی شاغل بودن هم دیگر تضمینی برای خروج از خط فقر نیست و بخش بزرگی از نیروی کار، زیر ظرفیت واقعی خود فعالیت میکند.
از نگاه کلان، اشتغال ناقص نوعی اتلاف سرمایه انسانی است. وقتی بخش زیادی از جامعه به کارهای موقت و کمبازده روی میآورند، بهرهوری کل اقتصاد افت میکند. این وضعیت باعث میشود آمارهای رسمی بیکاری کمتر از واقعیتِ سفره مردم به نظر برسد، چرا که بسیاری از این شاغلان ناقص، در عمل تفاوتی با افراد بیکار ندارند و قدرت خریدشان به شدت پایین است.
آخرین اخبار با این مفهوم

هشدار آماری سال ۱۴۰۴: صعود بیکاری جوانان و خروج گسترده از بازار کار
کاهش مشارکت اقتصادی، جهش جمعیت غیرفعال و افزایش بیکاری جوانان، سه زنگ خطر جدی در آمارهای بازار کار سال ۱۴۰۴ هستند.
۸ تیر ۱۴۰۵