انسداد نهادی
انسداد نهادی زمانی رخ میدهد که چرخدندههای اداره کشور دیگر با هم نمیچرخند. تصور کنید برای حل یک مشکل، چندین نهاد و قانون متناقض وجود داشته باشد که هر کدام راه دیگری را میبندد. در واقع، وقتی ذینفعان مختلف در ساختار قدرت اجازه تغییر قوانین قدیمی را نمیدهند یا هر اصلاحی را به بنبست میکشانند، اقتصاد دچار نوعی فلجشدگی میشود که در آن هیچ تصمیم بزرگی برای بهبود اوضاع به نتیجه نمیرسد. این وضعیت مستقیماً روی جیب و آینده شما اثر میگذارد چون باعث میشود بحرانهای اقتصادی مثل تورم یا ناترازی بانکها، سالها بدون راه حل باقی بمانند. برای مثال، وقتی همه میدانند حذف امضاهای طلایی یا اصلاح نظام یارانهها به نفع اقتصاد است اما پیچوخمهای اداری و تعارض منافع جلوی آن را میگیرد، شما با انسداد نهادی روبهرو هستید. نتیجه این قفلشدگی، کاهش امنیت سرمایهگذاری و کوچکتر شدن سفره مردم است، چرا که در این فضا، اقتصاد بهجای حرکت رو به جلو، صرفاً در حال دستوپنجه نرم کردن با بحرانهای تکراری است.
چرا الان مهم است
تازهبحث از «انسداد نهادی» زمانی داغ میشود که میبینیم با وجود تغییر دولتها، گرههای اصلی اقتصاد مثل تورم مزمن باز نمیشوند. تحلیلهای اخیر نشان میدهند که ساختارهای اداری و تعارض منافع در ایران به سدی تبدیل شدهاند که اجازه نمیدهند اصلاحات اقتصادی به نتیجه برسد و عملاً مسیر بهبود معیشت و سرمایهگذاری را بنبست کردهاند.
آخرین اخبار با این مفهوم

چرا اقتصاد ایران در تله «انسداد نهادی» گرفتار شده است؟
اقتصاد ایران به دلیل شکلگیری گروههای ذینفع و وابستگی به مسیر، در تله «انسداد نهادی» گرفتار شده است.
۱۴ شهریور ۱۴۰۵