تورم ساختاری
تورم ساختاری برخلاف تورمهای گذرا، ناشی از ایرادهای اساسی در موتور اقتصاد است. در ایران، وقتی دولت برای هزینههای جاریاش درآمد پایدار ندارد یا سیستم توزیع کالا فرسوده و پرهزینه است، قیمت تمامشده کالاها بالا میرود. این یعنی حتی اگر رشد نقدینگی هم موقتاً مهار شود، چون ساختار تولید و تامین کالا مشکل دارد، قیمتها باز هم تمایل به صعود دارند. در واقع این نوع تورم از ناتوانی اقتصاد در پاسخگویی به نیازهای مردم به دلیل موانع ریشهدار سرچشمه میگیرد. برای درک ملموس، وضعیت قیمت خودرو یا مسکن را در نظر بگیرید. وقتی تولید به قطعات وارداتی وابسته است و ارز نوسان دارد، یا وقتی هزینه ساخت مسکن به دلیل انحصار زمین گران میشود، ما با تورم ساختاری روبرو هستیم. این وضعیت باعث میشود قدرت خرید شما مدام تحلیل برود، چون قیمتها نه بر اساس انتخاب شما، بلکه به دلیل هزینههای بالای سیستم بالا میروند. برای یک خانواده ایرانی، تورم ساختاری یعنی حتی با پسانداز و سختکوشی هم همیشه یک قدم از گرانی عقب میمانند، چون ریشه مشکل در ساختارهای کلان کشور است.
چرا الان مهم است
تازهوقتی نرخ بهره برای مهار تورم به مرز ۴۰ درصد میرسد، یعنی با یک گرانی ساده طرف نیستیم. تورم ساختاری در ایران، با ریشه دواندن در بودجه و ناترازی بانکها، سیاستگذار را ناچار به انتخابهای سختی کرده که خروجی آن فشار بر بازار سرمایه و ابهام در سودآوری شرکتهاست؛ وضعیتی که مستقیماً ارزش داراییهای ریالی شما را تهدید میکند.
آخرین اخبار با این مفهوم

بورس در دوراهی ارزندگی؛ تحلیل نسبت P/E در سایه نرخ بهره ۴۰ درصدی و مذاکرات
بورس تهران میان ارزندگی بنیادی (P/E=5) و فشار نرخ بهره ۴۰ درصدی، در انتظار سیگنال مذاکرات سیاسی برای تعیین مسیر است.
۸ تیر ۱۴۰۵