بیکاری بلندمدت
وقتی کسی بیش از یک سال بهدنبال شغل بگردد اما موفق نشود، وارد وضعیت بیکاری بلندمدت شده است. این فقط یک وقفه کوتاه بین دو شغل نیست، بلکه نشاندهنده گرهی کور در اقتصاد است که در آن مهارتهای جویندگان کار با نیازهای واقعی بازار همخوانی ندارد. در ایران، بسیاری از فارغالتحصیلان دانشگاهی به دلیل نبودِ تقاضای تخصصی یا رکود در بخشهای تولیدی، ماهها و سالها در این تله گرفتار میمانند و از چرخه تولید ثروت خارج میشوند.
ماندن در این وضعیت، دارایی و روحیه فرد را همزمان تخریب میکند. در اقتصاد تورمی ایران، کسی که درآمد ندارد، هر روز قدرت خریدش کمتر میشود و چون مهارتی که آموخته بهروز نشده، کارفرماها تمایل کمتری به استخدام او پیدا میکنند. این یعنی فرد پس از مدتی مجبور میشود به مشاغل کاذب یا غیرمرتبط با درآمد بسیار پایین تن بدهد. بیکاری بلندمدت نه تنها سفره خانواده را کوچک میکند، بلکه باعث میشود سرمایهگذاری فرد روی تحصیل و تخصصش عملاً سوخت شود و آینده مالی او در ابهام فرو برود.
چرا الان مهم است
تازهوقتی تورم از رشد دستمزدها سبقت میگیرد، بسیاری از جویندگان کار در ایران نیز مانند روندهای جهانی، دچار «بیکاری ارادی» یا ناامیدی میشوند. بیکاری بلندمدت دیگر صرفاً نبودِ شغل نیست؛ بلکه فاصله گرفتنِ طولانی از بازار به دلیل دستمزدهای غیرواقعی است که باعث فرسایش مهارتها و کاهش قدرت خرید خانوادهها در میانمدت میشود.
آخرین اخبار با این مفهوم

بیکاری انتخابی؛ چرا جویندگان کار در آمریکا تسلیم میشوند؟
فرسودگی ناشی از رقابت شدید و جوابهای منفی، موجی از خروج داوطلبانه از بازار کار آمریکا ایجاد کرده است.
۳۰ مرداد ۱۴۰۵