شاخص‌های اقتصادی۱ خبر

منحنی فیلیپس

این منحنی در واقع یک دو راهی سخت را جلوی پای سیاست‌گذاران می‌گذارد: «گرانی یا بیکاری؟». منطق ساده‌اش این است که وقتی دولت پول به بازار تزریق می‌کند تا چرخِ کارخانه‌ها بچرخد و آدم‌های بیشتری سر کار بروند، تقاضا برای کالاها زیاد شده و قیمت‌ها بالا می‌رود. برعکس، اگر دولت بخواهد با سیاست‌های انقباضی جلوی تورم را سفت و سخت بگیرد، معمولاً بازار دچار رکود شده و صف بیکاران طولانی‌تر می‌شود.

در واقعیتِ اقتصاد ایران، این رابطه همیشه مثل کتاب‌های درسی عمل نمی‌کند و ما پدیده «رکود تورمی» را زیاد تجربه می‌کنیم. یعنی گاهی با چاپ پول و ایجاد تورم، نه تنها بیکاری کم نمی‌شود، بلکه به دلیل نااطمینانی اقتصادی، سرمایه‌ها از تولید فرار می‌کنند. شناخت این منحنی به شما کمک می‌کند بفهمید چرا وعده‌هایی مثل «ارزانی و اشتغال فراوان به‌طور همزمان» در کوتاه‌مدت بسیار دشوار است و چرا تصمیمات بانک مرکزی برای کنترل نقدینگی، مستقیماً روی شانس پیدا کردن کار یا امنیت شغلی شما اثر می‌گذارد.

چرا الان مهم است

تازه

در حالی که طبق منحنی فیلیپس انتظار می‌رود با کنترل نقدینگی و فشار بر نرخ بهره، تورم مهار شود، در اقتصاد ایران رابطه معکوسی شکل گرفته است. ناترازی بانک‌ها و هزینه بالای تأمین مالی باعث شده افزایش نرخ بهره به‌جای کاهش تورم، با تحمیل هزینه تولید و رشد نقدینگی، عملاً به سوخت جدیدی برای گرانی‌ها تبدیل شود و کارایی ابزارهای سنتی پولی را زیر سؤال ببرد.

آخرین اخبار با این مفهوم

معمای نرخ بهره: چرا افزایش آن در بلندمدت تورم را تشدید می‌کند؟

معمای نرخ بهره: چرا افزایش آن در بلندمدت تورم را تشدید می‌کند؟

افزایش نرخ بهره ابزاری دوگانه است که در کوتاه‌مدت تورم‌زدا و در بلندمدت می‌تواند تورم‌زا باشد.

۱۳ مرداد ۱۴۰۵