قاعده مالی
قاعده مالی در واقع یک «نه» قانونی به زیادهرویهای مالی دولت است. به زبان ساده، این قاعده مشخص میکند که دولت در طول یک سال چقدر اجازه دارد وام بگیرد، چقدر میتواند از درآمدهای نفتی را برای مخارج جاری استفاده کند و سقف بدهیهایش کجاست. هدف اصلی این است که دخل و خرج دولت قابل پیشبینی باشد و سیاستمداران نتوانند برای اهداف کوتاهمدت یا جلب رضایت موقت، ثبات اقتصادی کشور را به خطر بیندازند.
در ایران، مهمترین نمونه قاعده مالی، واریز سهم مشخصی از پول نفت به صندوق توسعه ملی است. وقتی دولت این قاعده را دور میزند و تمام پول نفت را صرف هزینههای روزمره میکند، نقدینگی رشد کرده و قیمت دلار و کالاها بالا میرود. رعایت این قواعد یعنی دولت به جای دست کردن در جیب بانک مرکزی یا برداشت از سهم آیندگان، مجبور شود هزینههایش را با مالیات و درآمدهای واقعی مدیریت کند که نتیجه مستقیم آن برای مردم، کنترل تورم و حفظ ارزش داراییهاست.
چرا الان مهم است
تازهبا تغییر مدیریت در صندوق توسعه ملی، بحث «قاعده مالی» دوباره داغ شده است؛ چرا که این صندوق قرار بود سدی در برابر ریختوپاشهای بودجهای باشد. اکنون با ناترازیهای گسترده، این سوال مطرح است که آیا قواعد جدیدی برای کنترل برداشت دولت از درآمدهای نفتی وضع میشود تا ثروت ملی بهجای جبران کسری بودجه، صرف توسعه پایدار شود؟
آخرین اخبار با این مفهوم

تغییر در سکانداری صندوق توسعه ملی؛ میراثدارِ چالشهای ارزی و بودجهای
با انتصاب رئیس جدید صندوق توسعه ملی، چالش اصلی همچنان تبدیل درآمدهای نفتی به ثروت ماندگار به جای تأمین کسری بودجه است.
۳ شهریور ۱۴۰۵