سرمایهداری سیاسی
سرمایهداری سیاسی زمانی رخ میدهد که مرز میان سیاست و اقتصاد کمرنگ شود و بازیگران اقتصادی برای کسب سود، به جای بهبود کیفیت، به دنبال نفوذ در ساختار قدرت باشند. در این فضا، اگرچه ظاهر بازار حفظ میشود، اما فرصتها به صورت ناعادلانه توزیع میگردند. برای مثال، دسترسی به ارز ارزانقیمت دولتی یا وامهای کلان بانکی با بهره ناچیز، به جای تولیدکننده واقعی، نصیب کسانی میشود که امضاهای طلایی را در اختیار دارند. این پدیده در ایران با اصطلاحاتی مثل خصولتیسازی یا رانتخواری شناخته میشود که در آن شرکتهای وابسته به نهادها، جای بخش خصوصی واقعی را میگیرند. وقتی رقابت از بین برود، نوآوری متوقف شده و هزینه نهایی آن با افت کیفیت کالا و افزایش قیمتها از جیب مردم پرداخت میشود. در واقع، سرمایهداری سیاسی باعث میشود سرمایههای کشور به جای اشتغالزایی، در دست گروههای خاصی بچرخد که نتیجهاش گسترش فقر و نابرابری در جامعه است.
چرا الان مهم است
تازهبحث بر سر نحوه مدیریت «انفال» و داراییهای عمومی بار دیگر داغ شده است. وقتی ثروتهای ملی بهجای سفره مردم، در چرخههای پیچیده قدرت و سیاست مدیریت میشوند، مفهوم سرمایهداری سیاسی برجسته میشود. اصلاحات ساختاری در این حوزه یعنی تلاش برای شفاف کردن مرز میان رانتهای سیاسی و ثروتهای عمومی که مستقیماً بر معیشت و توزیع عادلانه ثروت در ایران اثر میگذارد.
آخرین اخبار با این مفهوم

انفال و ضرورت اصلاحات ساختاری در حکمرانی داراییهای عمومی ایران
اصلاح ساختار مالیه عمومی و نظارت دموکراتیک بر داراییهای عمومی (انفال) برای خروج از بحران اقتصادی ضروری است.
۲۸ مرداد ۱۴۰۵