سرمایهداری دولتی
ساده بگوییم، سرمایهداری دولتی یعنی دولت لباسِ بیزنسمن به تن کند. در این حالت، دولت به جای اینکه فقط مالیات بگیرد و قانون بگذارد، خودش صاحب کارخانه، بانک و شرکتهای بزرگ است. این شرکتها ظاهرِ خصوصی دارند اما مدیرانشان را دولت میچیند و هدفشان نه فقط خدمترسانی، بلکه کسب درآمد و حفظ قدرت اقتصادی در دستِ نهادهای حاکمیتی است.
در اقتصاد ایران، این پدیده را با واژه «خصولتی» میشناسیم. وقتی دولت در بازار خودرو یا فولاد دست دارد، رقابت واقعی از بین میرود؛ چون یک شرکت معمولی نمیتواند با شرکتی که به رانت دولتی و ارز ارزان دسترسی دارد رقابت کند. این موضوع مستقیماً روی جیب شما اثر میگذارد؛ چون باعث میشود کیفیت محصولات پایین بماند، قیمتها دستوری تعیین شود و فرصتهای شغلی و سرمایهگذاری به جای افراد توانمند، به نورچشمیها برسد.
چرا الان مهم است
تازهدر روزهایی که موفقیت مدل چینی در هدایت صنایع بزرگ، بحث رقابت قدرتهای جهانی را داغ کرده، در ایران هم بازخوانی نقش دولت در اقتصاد اهمیت دوچندان یافته است. از آنجا که بخش بزرگی از صنایع مادر ما، از خودروسازی تا پتروشیمی، تحت مدیریت دولتی یا خصولتی هستند، درک مرز میان «حمایت هوشمند» و «انحصار ناکارآمد» برای آینده داراییهای ما حیاتی است.
آخرین اخبار با این مفهوم

چرا غرب نمیتواند در بازی سیاستگذاری صنعتی بر چین غلبه کند؟
مزیت چین در تولید ارزان ناشی از ساختار سیاسی منحصربهفردی است که رقابت محلی را با هدایت متمرکز ترکیب میکند.
۵ تیر ۱۴۰۵