تعادل سرزمینی
تعادل سرزمینی به زبان ساده یعنی چیدمان درستِ آدمها و امکانات روی نقشه ایران. وقتی بیمارستانهای خوب، دانشگاههای معتبر و فرصتهای شغلیِ اصلی فقط در چند نقطه خاص مثل تهران، اصفهان یا مشهد جمع میشوند، تعادل به هم میخورد. در این وضعیت، مردم برای رسیدن به رفاه ناچار به مهاجرت میشوند که نتیجهاش خالی شدن شهرهای کوچک از نیروی کار و در مقابل، انفجارِ جمعیت و ایجاد سکونتگاههای غیررسمی در حاشیه کلانشهرها است.
این ناترازی مستقیماً روی جیب و دارایی شما اثر میگذارد. وقتی تعادل سرزمینی وجود ندارد، تقاضا برای خرید یا اجاره خانه در تهران آنقدر بالا میرود که قیمتها از توانِ خریدِ واقعی خارج شده و حباب سنگینی شکل میگیرد. اگر با توسعه راهها و صنایع در استانهای دیگر تعادل ایجاد شود، فشار از روی بازار مسکنِ پایتخت برداشته میشود؛ در این صورت هم خانه در شهرهای بزرگ ارزانتر میشود و هم زمین و ملک شما در شهرستانها ارزشِ اقتصادیِ واقعی پیدا میکند.
چرا الان مهم است
تازهتمرکز بیشازحدِ سرمایه و امکانات در چند کلانشهر باعث شده حتی با وجود پروژههای بزرگ ساختمانی، قیمتها پایین نیاید. وقتی خانهها جایی ساخته میشوند که زیرساخت یا شغل نیست، تعادل سرزمینی بههم میخورد. این روزها که میپرسیم چرا افزایشِ فیزیکیِ خانهها لزوماً مسکن را ارزان نمیکند، پاسخ را باید در توزیعِ غلطِ پروژهها در پهنهٔ جغرافیای ایران جستوجو کرد.
آخرین اخبار با این مفهوم

معمای مسکن؛ چرا ساختوساز بیشتر به معنای خانه ارزانتر نیست؟
حل بحران مسکن نیازمند توزیع متوازن فرصتهای اقتصادی در سراسر سرزمین است، نه فقط ساختوساز فیزیکی در کلانشهرها.
۵ مهر ۱۴۰۵