ارزشآفرینی
ارزشآفرینی در سادهترین شکل یعنی تبدیل منابع به ثروت. وقتی یک شرکت یا کارخانه، مواد اولیه، نیروی انسانی و سرمایه را طوری ترکیب میکند که محصول نهایی برای مشتری جذابتر و گرانبهاتر از تکتک آن اجزا باشد، ارزش خلق کرده است. این مفهوم با سود معمولی حسابداری متفاوت است؛ چون ارزشآفرینی واقعی زمانی رخ میدهد که بازدهی شرکت از هزینهی فرصتِ پول، یعنی سودی که میتوانستید بدون ریسک از بانک یا اوراق مشارکت بگیرید، بالاتر برود. برای ما در ایران، تشخیص ارزشآفرینی کلید سرمایهگذاری هوشمندانه است. بسیاری از شرکتها در بورس تهران فقط به دلیل تورم و گران شدن دلار سود نشان میدهند، اما لزوماً ارزشآفرین نیستند. ارزشآفرین واقعی آن تولیدکنندهای است که مثلاً با بومیسازی یک قطعه پیچیده یا بهینهکردن خط تولید، هزینهها را کم کرده و سهم بازارش را بدون تکیه صرف به رانت یا نوسان ارز افزایش میدهد. وقتی شما سهام شرکتی را میخرید که قدرت ارزشآفرینی دارد، در بلندمدت دارایی شما در برابر موجهای تورمی محافظت میشود. در مقابل، سرمایهگذاری در مجموعههایی که فقط با تجدید ارزیابی داراییها، مثل گران شدن زمین کارخانه، بزرگ به نظر میرسند، در واقعیت ثروت جدیدی برای شما خلق نمیکند و صرفاً جابهجایی اعداد روی کاغذ است.
چرا الان مهم است
تازهبا تغییر رویکرد دولت به سمت تخصصگرایی و استفاده از ظرفیت دانشگاهها برای حل چالشهای ملی، مفهوم ارزشآفرینی از فضای تئوریک خارج شده است. در واقع، جایگزینی انتصابات جناحی با نگاه علمی، تلاشی است برای اینکه منابع و شرکتهای دولتی ایران به جای اتلاف بودجه، به مرحله تولید سود واقعی و خلق ثروت پایدار برای کل جامعه برسند.
آخرین اخبار با این مفهوم

راهبرد پزشکیان برای تحول حکمرانی: واگذاری حل مسائل ملی به دانشگاهها و حذف انتصابات جناحی
پزشکیان به دنبال جایگزینی تخصص دانشگاهی با رانتهای جناحی در مدیریت کشور و عملکردمحور کردن حقوقهاست.
۲۲ تیر ۱۴۰۵