نسبت پشتیبانی
در زبان ساده، نسبت پشتیبانی مثل ترازوی یک صندوق بازنشستگی است. در یک طرف ترازو، جوانانی هستند که هر ماه بخشی از حقوقشان را به عنوان حق بیمه میپردازند و در طرف دیگر، بازنشستگانی که مستمری میگیرند. برای اینکه یک صندوق مثل سازمان تأمین اجتماعی بتواند بدون مشکل هزینههایش را پوشش دهد، باید به ازای هر بازنشسته حداقل ۵ یا ۶ نفر شاغل وجود داشته باشند که حق بیمه پرداخت میکنند.
در اقتصاد ایران، به دلیل پیر شدن جمعیت و کاهش نرخ اشتغال رسمی، این نسبت در بسیاری از صندوقها به شدت افت کرده و حتی به زیر ۳ رسیده است. وقتی این عدد کم میشود، صندوق دیگر نمیتواند با درآمدهای خودش حقوقها را بپردازد. اینجاست که دولت مجبور میشود از بودجه عمومی برای جبران کسری استفاده کند. برای شما به عنوان یک شهروند، پایین بودن این نسبت به معنای احتمال افزایش سن بازنشستگی، سختتر شدن شرایط دریافت مستمری و یا رشد کمتر حقوق بازنشستگی نسبت به تورم در سالهای آینده است.
چرا الان مهم است
تازهکاهش شدید تعداد بیمهپردازان نسبت به بازنشستگان، صندوقهای بیمه را در ایران به بنبست رسانده است. وقتی این نسبت به زیر عدد بحرانی میرسد، صندوقها حتی در روزهای اوج بورس هم نمیتوانند با فروش دارایی، ناترازی خود را جبران کنند. این بحران ساختاری که مستقیماً با امنیت مالی آینده ما گره خورده، حالا به یکی از داغترین بحثهای اقتصادی تبدیل شده است.
آخرین اخبار با این مفهوم

چرا صندوقهای بازنشستگی در اوج بورس فروشنده نیستند؟ کالبدشکافی یک بحران ساختاری
صندوقهای بازنشستگی به دلیل ترس مدیریتی، ساختار معیوب بازار و ناترازی عمیق بین منابع و مصارف، قادر به حل بحران خود از طریق بورس نیستند.
۳۱ خرداد ۱۴۰۵