فرضیه کوزنتس
فرضیه کوزنتس شبیه به یک نمودار تپه است که رابطه بین رشد اقتصادی و نابرابری را نشان میدهد. حرف اصلیاش این است که در مراحل اولیه صنعتی شدن، ثروت در دست عده محدودی که سرمایه و تخصص دارند جمع میشود و فاصله فقیر و غنی زیاد میشود. اما طبق این نظریه، وقتی اقتصاد پختهتر شد، با بالا رفتن سطح سواد و فشار افکار عمومی برای عدالت، دولتها مجبور میشوند با ابزارهایی مثل مالیات و بیمه، ثروت را بهتر توزیع کنند تا نابرابری کم شود. در اقتصاد ایران، ما دهههاست که در بخش صعودی این تپه یعنی افزایش نابرابری باقی ماندهایم. وقتی تورم بالا میرود یا درآمدهای نفتی به جای تولید، صرفاً به سمت بازارهای دارایی میرود، کسانی که ملک و طلا دارند ثروتمندتر میشوند و حقوقبگیران عقب میمانند. درک این فرضیه به ما میگوید که صرفِ ادعای رشد اقتصادی به معنای بهتر شدن وضع همه مردم نیست؛ مگر اینکه ساختارهای توزیع ثروت در ایران اصلاح شود تا میوه رشد به سفرههای کوچک هم برسد.
چرا الان مهم است
تازهفرضیه کوزنتس میگوید با رشد اقتصاد، نابرابری اول زیاد و بعد کم میشود؛ اما در اقتصادِ نفتیِ ما، این مسیر سرراست نیست. بحثهای اخیر نشان میدهد که چطور ابزارهای مالی در ایران، به جای توزیع عادلانه ثروت، گاهی به نفع دهکهای بالا عمل کرده و شکاف طبقاتی را عمیقتر کردهاند. شناخت این موضوع برای درک آینده سفره مردم ضروری است.
آخرین اخبار با این مفهوم

چرا توسعه مالی در اقتصادهای نفتی نابرابری را تشدید میکند؟
توسعه مالی در کشورهای نفتی با رانت بالای ۷٪ GDP، به جای کاهش نابرابری، آن را تشدید میکند.
۲۳ تیر ۱۴۰۵