نظریه مالی سطح قیمتها
همچنین: نظریه مالی تورم
نظریه مالی سطح قیمتها نگاه متفاوتی به تورم دارد و میگوید ارزش پول ملی، در واقع شبیه به ارزش سهام یک شرکت است که به توانایی مالی آن بستگی دارد. در این دیدگاه، قیمتها تنها زمانی ثبات میمانند که دولت بتواند بین مخارج و درآمدهایش تعادل برقرار کند. اگر دولت مدام بدهی بالا بیاورد و بازار به این نتیجه برسد که این بدهیها قرار نیست با درآمدهای واقعی مثل مالیات یا صادرات تسویه شود، ارزش ریال در برابر کالاها سقوط میکند تا تراز مالی دولت روی کاغذ برقرار شود.
در اقتصاد ایران، این موضوع به خوبی در زمانهای کسری بودجه شدید دیده میشود. وقتی دولت برای پوشش هزینههایش به استقراض یا انتشار اوراق متوسل میشود، حتی اگر بانک مرکزی سعی کند با کنترل نقدینگی جلوی تورم را بگیرد، باز هم قیمت دلار و کالاها جهش میکند. چرا؟ چون مردم نگران هستند که دولت در آینده برای تسویه این بدهیها دوباره به چاپ پول یا گران کردن ارز روی بیاورد. بنابراین، امنیت داراییهای ما و قیمت نان و مسکن، بیش از آنکه در دست بانک مرکزی باشد، به انضباط مالی دولت در سازمان برنامه و بودجه گره خورده است.
چرا الان مهم است
تازهدر حالی که بودجه ۱۴۰۴ در حال بررسی است، بحثها درباره ریشه تورم از نقدینگی به سمت ناترازی دولت چرخیده است. نظریه مالی سطح قیمتها توضیح میدهد که چرا تا وقتی بدهیهای دولت و کسری بودجه سامان نگیرد، حتی با کنترل بانک مرکزی هم قیمتها آرام نمیگیرند؛ این همان گره کوری است که آینده داراییهای ما را به انضباط مالی دولت گره میزند.
آخرین اخبار با این مفهوم

چرا تورم ایران درمان نمیشود؟ نقد ریشههای مالی تورم در سال ۱۴۰۴
تورم ایران نه از نرخ ارز، بلکه از ناترازی مالی دولت و استقراض ناشی میشود.
۱۹ مرداد ۱۴۰۵