فقر غذایی
فقر غذایی زمانی رخ میدهد که سبد هزینههای یک خانوار آنقدر تحت فشار باشد که نتوانند حداقل انرژی و مواد مغذی لازم برای سلامت بدن را فراهم کنند. در اقتصاد ایران، این موضوع لزوماً به معنای شکمِ خالی نیست؛ بلکه بیشتر به معنای «سوءتغذیه پنهان» است. یعنی خانواده برای سیر شدن، مواد گرانقیمت اما ضروری مثل گوشت، مرغ و میوه را حذف میکند و جای آن را با کالریهای ارزان اما بیکیفیت مثل نان، ماکارونی یا روغن پر میکند تا فقط احساس سیری ایجاد شود. این شاخص مستقیماً با تورم خوراکیها در سفره ما گره خورده است. وقتی قیمت دلار بالا میرود و هزینه تولید مرغ یا شیر جهش میکند، خانوادههای کمدرآمد مجبور میشوند سهمِ پروتئین را کم کنند. این اتفاق نه تنها سلامتِ امروز را تهدید میکند، بلکه با ضعیف کردنِ رشد کودکان و افزایش هزینههای درمان در آینده، تله فقری میسازد که خروج از آن برای نسلهای بعد سختتر میشود. در واقع، فقر غذایی نشان میدهد که تورم چطور توانِ خریدِ «سلامت» را از بازار برای مردم دشوار کرده است.
چرا الان مهم است
تازهوقتی قیمت سادهترین منابع پروتئینی مثل تخممرغ به دلیل نوسانات بازار جهش میکند، سبد خرید خانوادههای ایرانی کوچکتر میشود. این وضعیت نشاندهنده نزدیک شدن به مرز فقر غذایی است؛ جایی که درآمدها دیگر کفاف تأمین حداقل کالری موردنیاز بدن را نمیدهد و امنیت سلامت جامعه مستقیماً تحت تأثیر تورم مواد غذایی قرار میگیرد.
آخرین اخبار با این مفهوم

تخممرغ در مسیر لوکس شدن؛ انتقاد فعال کارگری از هرجومرج قیمتها در بازار
گرانی و چندنرخی بودن تخممرغ، این کالای اساسی را برای کارگران به کالایی شبهلوکس تبدیل کرده است.
۹ شهریور ۱۴۰۵