شکست دولت
شکست دولت یعنی وقتی نهادهای حکومتی با هدف تنظیم بازار یا برقراری عدالت وارد عمل میشوند، اما به دلیل پیچیدگیهای اقتصادی و منافع گروهی، نتیجهای مخربتر از وضعیت قبلی به بار میآورند. در این حالت، سیاستگذار به جای حل مشکل اصلی، باعث ایجاد ناکارآمدی جدیدی میشود که در آن منابع کشور به جای تولید، صرف بروکراسی یا دور زدن قوانین میشود. این اتفاق نشان میدهد که همیشه دخالت دولت درمانِ دردهای اقتصادی نیست و گاهی خودِ مداخله، به بخشی از مشکل تبدیل میشود.
در اقتصاد ایران، نمونههای ملموسی مثل قیمتگذاری دستوری خودرو یا توزیع ارز ترجیحی، مصداق بارز شکست دولت هستند. وقتی دولت سعی میکند قیمت را به زور پایین نگه دارد، تولیدکننده زیان میکند و کالا نایاب میشود؛ در نتیجه، رانتی بزرگ نصیب واسطهها شده و مردم عادی مجبور میشوند همان کالا را با قیمتی بسیار بالاتر از بازار آزاد بخرند. این یعنی مالیات و ثروت ملی که باید صرف زیرساختها شود، عملاً در مسیرهای غیرشفاف هدر رفته و قدرت خرید مردم را کاهش داده است.
آخرین اخبار با این مفهوم

دولت؛ تولیدکننده یا نگهبان؟ بازتعریف نقش حاکمیت در اقتصاد
دولت باید از تصدیگری در بازارهای خصوصی دست کشیده و بر تأمین باکیفیت کالاهای عمومی تمرکز کند.
۳۰ مرداد ۱۴۰۵