سیاستگذاری غیرقیمتی
سیاستگذاری غیرقیمتی یعنی دولت برای هدایت اقتصاد، سراغ تغییر مستقیم قیمتها نمیرود. در این روش، هدف این است که با استفاده از ابزارهای قانونی، فنی یا فرهنگی، تقاضا برای یک کالا را مدیریت کرد. برای مثال، وقتی دولت بهجای گران کردن برق، استفاده از لامپهای کممصرف را اجباری میکند یا ساعت کاری ادارات را برای کاهش مصرف انرژی تغییر میدهد، در واقع از سیاست غیرقیمتی استفاده کرده است تا بدون فشار مالی مستقیم به خانوادهها، ناترازی انرژی را جبران کند.
این سیاست در ایران بسیار پرکاربرد است چون تغییر قیمت کالاهای اساسی مثل بنزین یا نان حساسیتهای اجتماعی و تورمی بالایی دارد. نمونه بارز آن «کارت سوخت» و سهمیهبندی است؛ دولت با این کار تلاش میکند مصرف بنزین را بدون رساندن قیمت به نرخهای جهانی کنترل کند. برای مردم، این سیاست به معنای حفظ قدرت خرید در کوتاهمدت است، اما در مقابل ممکن است با محدودیتهایی مثل سهمیهبندی، کاهش کیفیت خدمات یا ایجاد صف در بازار مواجه شوند که ناشی از عدم تعادل طبیعی قیمت است.
چرا الان مهم است
تازهبا شدت گرفتن ناترازی بنزین و حساسیتهای اجتماعی نسبت به افزایش قیمت، دولت به دنبال ابزارهای «غیرقیمتی» برای مدیریت مصرف است. تمرکز دوباره بر گسترش زیرساختهای سیانجی نشان میدهد که سیاستگذار قصد دارد با تغییر سبد سوخت و تشویق به استفاده از جایگزینهای ارزانتر، بدون ایجاد شوک قیمتی مستقیم، تراز انرژی کشور را به تعادل نزدیک کند.
آخرین اخبار با این مفهوم

چرا CNG؛ کلید گمشده دولت برای حل بحران ناترازی بنزین است؟
احیای ظرفیت بلااستفاده CNG میتواند بدون نیاز به افزایش قیمت بنزین، فشار واردات را به شدت کاهش دهد.
۴ مرداد ۱۴۰۵