انحصار طبیعی
تصور کنید در یک کوچه، ده شرکت مختلف بخواهند لولهکشی گاز یا کابلکشی برقِ جداگانه انجام دهند؛ این کار هم خیابان را ویران میکند و هم هزینه نهایی خدمات را برای شما چندبرابر خواهد کرد. انحصار طبیعی یعنی در صنایعی مثل آب، برق و راهآهن، بهتر است فقط یک شبکه اصلی وجود داشته باشد، چون هزینه ساختِ دوباره آن زیرساختها توسط رقیب جدید، عملاً غیرممکن یا بسیار گران است و باعث اتلاف منابع کشور میشود. در اقتصاد ایران، این انحصارها عمدتاً در اختیار دولت یا نهادهای عمومی هستند. وقتی رقیبی در کار نباشد، کیفیت خدمات و نحوه قیمتگذاری مستقیماً روی معیشت شما اثر میگذارد. اگر دولت نتواند این انحصار را با مدیریت درست و نظارت دقیق کنترل کند، یا با قطعی مکرر برق و آب مواجه میشویم و یا به دلیل نبود رقابت، انگیزهای برای نوسازی شبکه و کاهش هزینهها باقی نمیماند که در نهایت به شکل افت کیفیت زندگی شهروندان خودش را نشان میدهد.
چرا الان مهم است
تازهوقتی ساختنِ شبکه موازی لولهکشی آب در یک شهر توجیه اقتصادی ندارد، با «انحصار طبیعی» روبروییم. این روزها که بحران آب جدی شده، بحث بر سر این است که چرا بخش خصوصی برای حل مشکل جلو نمیآید. پاسخ در نبودِ یک ناظر مستقل است؛ سرمایهگذار میترسد در بازاری که رقیب ندارد اما قیمتگذاریاش دستوری است، داراییاش از بین برود.
آخرین اخبار با این مفهوم

بحران اعتماد در صنعت آب؛ چرا سرمایهگذاران بدون رگولاتور مستقل وارد نمیشوند؟
جذب سرمایه ۶۰ میلیارد دلاری در صنعت آب ایران، تنها با ایجاد یک نهاد تنظیمگر مستقل و حذف داوری دولت ممکن است.
۹ تیر ۱۴۰۵