حامیپروری
حامیپروری در زبانِ ساده یعنی تقسیمِ غنایمِ سفرهٔ دولت بینِ کسانی که از یک جریان یا شخصِ خاص حمایت میکنند. در این ساختار، به جای آنکه پروژههای بزرگ، مجوزهای خاص یا پستهای حساس به کاربلدترینها برسد، به کسانی داده میشود که وفاداریشان ثابت شده است. این رابطه دوطرفه است؛ حامی که همان سیاستمدار یا مدیرِ ارشد است، رانت یا وامِ ارزان میدهد و پیرو در مقابل، با رای یا نفوذش از بقای او در قدرت حمایت میکند.
این رفتار مستقیماً به جیبِ شما آسیب میزند چون باعث میشود شرکتهای بزرگِ دولتی یا خصولتی در ایران به جای سوددهی، به حیاطخلوتی برای استخدامهای سفارشی و اتلافِ منابع تبدیل شوند. وقتی یک بانکِ دولتی تحتِ فشارِ حامیپروری به افرادِ خاص وامِ کلانِ بدونبازگشت میدهد، ناترازیِ بانکی ایجاد شده و در نهایت با چاپِ پول و تورم، هزینهٔ این رانتخواری از قدرتِ خریدِ تمامِ مردم کسر میشود. در واقع، حامیپروری رقابتِ سالم را میکشد و فرصتِ رشد را از آدمهای معمولی که به «رانت» وصل نیستند، میگیرد.
چرا الان مهم است
تازهاین روزها بحث درباره «شکاف میان مردم و ساختارهای رسمی» داغ شده است. حامیپروری در اقتصاد ایران یعنی توزیع رانت، وامهای خاص و پستهای دولتی میان «خودیها». وقتی معیارِ پیشرفت بهجای مهارت، نزدیکی به کانونهای قدرت باشد، بخش بزرگی از جامعه که از این سفره محروم مانده، دچار احساس تبعیض و «رنج بیمعنا» میشود؛ موضوعی که مستقیماً به نحوه مدیریت منابع ملی گره خورده است.
آخرین اخبار با این مفهوم

تضاد منافع در کاخ سفید؛ ترامپ چگونه سنتهای سیاسی آمریکا را تغییر داد؟
ترامپ با حفظ امپراتوری تجاریاش، سنتهای سیاسی آمریکا را شکسته و با درآمد ۲.۲ میلیارد دلاری، با چالشهای سیاسی مواجه است.
۴ مرداد ۱۴۰۵
مقصود فراستخواه: رنجهای بیمعنا و تعمیق شکاف میان مردم و ساختارهای رسمی در ایران
فراستخواه: رنجهای اقتصادی و ذهنی جامعه ایران به دلیل بیمعنا بودن و تبعیض، سرمایه اجتماعی را تخریب کرده است.
۲۱ تیر ۱۴۰۵