نقطه سر به سر
نقطه سربهسر همان مرز باریکی است که در آن دخل و خرج یک فعالیت اقتصادی با هم یکی میشود. در این وضعیت، تمام هزینههای ثابت مثل اجاره کارگاه یا حقوق پایه و هزینههای متغیر مثل خرید مواد اولیه پوشش داده شدهاند، اما هنوز ریالی سود خالص برای صاحب کار باقی نمانده است. در واقع، هر واحد کالایی که فراتر از این نقطه فروخته شود، تازه شروع سودآوری واقعی برای آن بیزینس محسوب میشود. در شرایط تورمی ایران که قیمت مواد اولیه و دستمزدها مدام تغییر میکند، محاسبه این نقطه برای هر کاسب یا مدیر شرکتی حیاتی است. مثلاً یک تولیدکننده لوازم خانگی باید بداند با افزایش قیمت دلار و گران شدن ورق آهن، نقطه سربهسرش چقدر جابهجا شده است. اگر او قبلاً با فروش صد دستگاه به سود میرسید، حالا ممکن است به دلیل هزینههای بالاتر، تا فروش صد و پنجاه دستگاه همچنان در وضعیت ضرر بماند و سرمایهاش آب برود. برای مردم عادی و سهامداران بورس هم این عدد اهمیت زیادی دارد؛ وقتی شرکتی در گزارشهای مالیاش نشان میدهد که از نقطه سربهسر عبور کرده، یعنی از مرحله خطر خارج شده و پتانسیل رشد قیمت سهام یا تقسیم سود را پیدا کرده است. دانستن این مفهوم به شما کمک میکند بفهمید یک کسبوکار چقدر در برابر نوسانات بازار و کاهش قدرت خرید مردم مقاوم است و آیا سرمایهگذاری در آن منطقی است یا خیر.
آخرین اخبار با این مفهوم

بحران در معادن زغالسنگ ایران؛ تلاقی قیمتگذاری دستوری، فرسودگی و ناترازی انرژی
صنعت زغالسنگ ایران به دلیل قیمتگذاری دستوری، فرسودگی تجهیزات و بحران نقدینگی، توان تامین نیاز فولاد و حل ناترازی انرژی را ندارد.
۹ تیر ۱۴۰۵