ماتریس BCG
ماتریس بیسیجی مثل یک نقشه راه برای هلدینگها و شرکتهای بزرگ است تا بفهمند سرمایهشان را کجا خرج کنند. در این مدل، کسبوکارهای یک شرکت به چهار دسته تقسیم میشوند: آنهایی که مثل «گاو شیرده» پول نقد تولید میکنند، آنهایی که «ستاره» هستند و آینده درخشان دارند، محصولاتی که «علامت سؤال» بوده و تکلیفشان روشن نیست و در نهایت آنهایی که «سگ» نامیده میشوند و فقط سرمایه شرکت را هدر میدهند. این دستهبندی به مدیران کمک میکند تا به جای پخش کردنِ بدون برنامه پول، منابع را روی بخشهایی متمرکز کنند که بیشترین بازدهی را دارد. برای شما به عنوان سهامدار در بورس یا حتی یک ناظر بازار، این ماتریس نشان میدهد که آیا شرکت مورد نظرتان در حال هدر دادن منابع در پروژههای شکستخورده است یا خیر. مثلاً یک شرکت لبنیاتی بزرگ ایرانی را در نظر بگیرید؛ فروش شیر معمولی برای آنها حکم گاو شیرده را دارد که سودِ نقد و مداومش را خرج تحقیق و توسعه برای تولید محصولات جدید و پرریسک مثل دسرهای خاص (علامت سؤال) میکنند. اگر شرکتی نتواند این تعادل را حفظ کند و پولش را در بخشهای ضعیف و بیرشد (سگها) بسوزاند، در بلندمدت ارزش سهامش افت کرده و توان رقابت در بازار تورمی ایران را از دست میدهد.
آخرین اخبار با این مفهوم

چرا سازمانهای ایرانی در تفکر استراتژیک شکست میخورند؟
تفکر استراتژیک یک فرآیند ذهنی پویاست، نه برنامهریزی خطی؛ سازمانها باید آن را به ظرفیت جمعی تبدیل کنند.
۷ مرداد ۱۴۰۵