سقف بدهی
سقف بدهی در واقع همان خط قرمز وام گرفتن دولت است. وقتی خرجهای دولت از دخلش بیشتر میشود، برای جبران این چاله مالی سراغ قرض گرفتن میرود. این قرض میتواند از طریق چاپ اوراق بدهی مثل اسناد خزانه اسلامی یا همان اخزا در بورس، یا استقراض از بانکها باشد. سقف بدهی مشخص میکند که دولت تا چه اندازه مجاز است آینده را پیشخور کند و برای هزینههای امروزش بدهی بتراشد تا توازن مالی کشور به هم نخورد.
برای ما ایرانیها، عبور از این سقف یا جابهجا کردن مداوم آن مستقیماً با قدرت خرید جیبمان در ارتباط است. اگر دولت نتواند بدهیاش را کنترل کند و سقف را بشکند، مجبور میشود برای تسویه حسابها به سراغ بانک مرکزی برود که نتیجهاش چاپ پول و تورم است. مثلاً وقتی دولت برای پرداخت طلب پیمانکاران یا خرید تضمینی گندم بیش از حد مجاز اوراق منتشر میکند، نرخ بهره در بازار بالا میرود؛ این یعنی وام گرفتن برای یک شهروند عادی یا یک تولیدکننده جهت خرید تجهیزات یا مسکن، سختتر و گرانتر از قبل میشود.
چرا الان مهم است
تازهبازخوانی تجربههای جهانی در مدیریت بدهیهای عمومی، زنگ خطری برای اقتصاد ایران است. در حالی که دولت برای جبران کسری بودجه به انتشار گسترده اوراق و استقراض روی آورده، بحث «سقف بدهی» به معنای تعیین مرز قانونی برای این وامهاست. نادیده گرفتن این سقف، با افزایش نقدینگی و تورم، مستقیماً قدرت خرید مردم را هدف قرار میدهد.
آخرین اخبار با این مفهوم

درسهای همیلتون برای مدیریت بدهیهای عمومی در دنیای امروز
مدیریت صحیح بدهی عمومی، کلید حفظ اعتبار ملی و پایداری اقتصادی در بلندمدت است.
۳۱ تیر ۱۴۰۵