تنش آبی
تنش آبی به زبان ساده یعنی دخل و خرج آب با هم نمیخواند؛ یعنی ما سریعتر از آنکه باران و برف بتوانند منابع آبی را پر کنند، در حال مصرف آنها هستیم. در اقتصاد ایران، این وضعیت به معنای تمام شدن ذخایر استراتژیک زیرزمینی است. وقتی چاهها خشک میشوند و تراز آب سدها منفی میماند، کشور با محدودیت در تولید انرژی و کالا روبرو میشود که نتیجهاش چیزی جز فشار اقتصادی به خانوارها نیست. این بحران مستقیماً به سفره مردم وصل است. برای مثال، وقتی دشتهای همدان یا اصفهان با تنش آبی روبرو میشوند، هزینه آبیاری و تولید محصولاتی مثل سیبزمینی یا گندم جهش میکند و قیمتها در مغازه بالا میرود. همچنین صنایع بزرگی مثل فولاد که به آب فراوان نیاز دارند، در صورت قطعی آب با توقف تولید مواجه شده و سودآوری آنها در بورس کاهش مییابد که به دارایی سهامداران آسیب میزند. در بلندمدت، تنش آبی باعث مهاجرت گسترده از مناطق خشک به شهرهای بزرگتر میشود. این پدیده قیمت مسکن و خدمات را در شهرهای مقصد بالا میبرد و باعث از بین رفتن مشاغل روستایی میشود. بنابراین، تنش آبی در ایران فقط یک بحث محیطزیستی نیست، بلکه موتور محرک تورم، بیکاری و جابجایی سرمایهها از بخش تولید به بخشهای غیرمولد است.
چرا الان مهم است
تازهبحران آب دیگر یک مسئله زیستمحیطیِ صِرف نیست؛ به گلوگاه تولید و امنیت غذایی ایران تبدیل شده است. تأکید اخیر رئیسجمهور بر تغییر مدل حکمرانی و عبور از مدیریت دستوری، نشاندهنده بنبست روشهای قدیمی در مقابله با تنش آبی است. حالا تلاش میشود با تکیه بر دادهها و مشارکت مردم، از فروپاشی معیشت کشاورزان و صنایعِ تشنه جلوگیری شود.
آخرین اخبار با این مفهوم

پزشکیان: پایان دوران مدیریت بخشنامهای در محیطزیست؛ لزوم حکمرانی دادهمحور و مشارکت مردمی
پزشکیان با رد مدیریت بخشنامهای، بر حکمرانی دادهمحور، ممنوعیت صنایع آببر در مناطق خشک و مشارکت مردمی برای حفظ محیطزیست تأکید کرد.
۳۱ خرداد ۱۴۰۵