هزینه جذب مشتری
هزینه جذب مشتری یا همان CAC، در واقع قیمت تمامشدهای است که یک شرکت برای پیدا کردن هر مشتری جدید میپردازد. فرض کنید یک فروشگاه اینترنتی در ایران برای کمپین شب یلدای خود ۱۰۰ میلیون تومان خرج تبلیغات کلیکی و پیامک کند و از این راه ۱۰۰۰ مشتری جدید جذب کند؛ در اینجا هزینه جذب هر مشتری ۱۰۰ هزار تومان است. این عدد فقط شامل تبلیغات نیست، بلکه حقوق تیم فروش و هر نوع هزینه مستقیم برای متقاعد کردن خریدار را هم در بر میگیرد.
در اقتصاد تورمی ایران، این شاخص برای بقای شرکتها حیاتی است؛ چون اگر هزینه جذب یک مشتری از سودی که او در طول زمان برای شرکت میسازد بیشتر باشد، آن کسبوکار با هر فروش بیشتر، در واقع به ورشکستگی نزدیکتر میشود. برای شما به عنوان سرمایهگذار یا خریدار، بالا رفتن این هزینه زنگ خطر است؛ چرا که شرکت مجبور میشود برای جبران هزینهها، یا قیمت کالا را مدام گران کند و یا از کیفیت خدماتش کم کند. مثلاً وقتی یک اپلیکیشن تاکسی اینترنتی تخفیفهایش را حذف میکند، در واقع دارد تلاش میکند هزینه جذب و نگهداری مشتری را با واقعیتهای جیب خود تراز کند.
چرا الان مهم است
تازهدر روزهای رکود تورمی، کسبوکارهای ایرانی برای کشاندن مشتری پای صندوق، به ابزارهای اعتباری مثل BNPL روی آوردهاند. این تغییر نشان میدهد که دیگر تبلیغات سنتی کافی نیست؛ حالا شرکتها با پذیرش ریسکِ اعتباردهی، سعی دارند هزینه جذب مشتری را مدیریت کنند تا در شرایطی که جیب مردم خالی است، همچنان سهم بازار خود را حفظ کنند.
آخرین اخبار با این مفهوم

تحول خردهفروشی با BNPL: چگونه اعتبار، سبد خرید ایرانیان را بزرگتر کرد؟
سرویسهای BNPL در ایران از ابزارهای پرداخت ساده به زیرساختهای استراتژیک خردهفروشی تبدیل شده و ارزش سبد خرید را به شدت افزایش دادهاند.
۵ مرداد ۱۴۰۵