بحران کار و اقتصاد زندگی

بحران اشتغال در ایران؛ فراتر از شوک‌های موقت و ریشه‌های عمیق ساختاری

کار و اشتغالسیاستگذاری و اقتصاد کلان۲۴ خرداد ۱۴۰۵ دنیای اقتصاد

بحران کار در ایران ریشه در فرسایش نهادهای حمایتی و «توزیع عمودی بحران» به سمت طبقات ضعیف دارد، نه فقط جنگ.

آیا می‌دانستید که بحران فعلی بیکاری، ریشه‌هایی بسیار عمیق‌تر از جنگ‌های اخیر دارد و در واقع یک فرسایش ده ساله است؟

پاسخ را از دستیار بپرس

نکات کلیدی خبر

۱
موج فعلی تعدیل نیرو و بیکاری در ایران، بیش از آنکه محصول شوک‌های مقطعی مانند جنگ باشد، نشانه شکافی تاریخی در سازوکارهای تولید است.
۲
مفهوم «اقتصاد زندگی» فراتر از معیشت روزمره، شامل نهادهایی مثل آموزش و سلامت است که تداوم حیات اجتماعی را ممکن می‌کنند.
۳
رها کردن ظرفیت‌های اجتماعی در منطق بازار، منجر به تضعیف امنیت شغلی و فرسایش مشارکت شهروندان شده است.
۴
ضعف نهادهای میانجی مانند اتحادیه‌ها باعث شده هزینه‌های بحران مستقیماً به دوش ضعیف‌ترین لایه‌های جامعه منتقل شود.
۵
نظرسنجی‌ها نشان‌دهنده بدبینی ۶۶ درصدی مردم به آینده اقتصادی است که از فرسایش انسجام اجتماعی حکایت دارد.

چرا این خبر مهم است؟

ناامنی شغلی تنها یک مشکل مالی نیست؛ بلکه باعث از بین رفتن امید به آینده، تضعیف پیوندهای اجتماعی و ناتوانی جامعه در بازتولید خود می‌شود.

نکات پنهان خبر

پدیده «توزیع عمودی بحران»؛ در غیاب نهادهای صنفی قدرتمند، ریسک‌های اقتصادی از سطوح کلان به پایین‌ترین لایه‌های بی‌دفاع (کارگران) منتقل و تخلیه می‌شود.

نگاه دیگر

برخی اقتصاددانان معتقدند انعطاف‌پذیری بازار کار (مانند قراردادهای موقت) برای بقای بنگاه‌ها در شرایط تحریم و بحران ضروری است.

منتظر چه باید بود؟

بدون بازسازی نهادهای دموکراتیک کارگری و حفاظتی، بحران اشتغال به یک بحران ساختاری عمیق‌تر در کل نظم اجتماعی تبدیل خواهد شد.

اگر…؟

اگر نهادهای صنفی قدرتمند وجود داشتند، شوک‌های اقتصادی اخیر چگونه مدیریت می‌شدند؟

پاسخ را از دستیار بپرس

پژواک تاریخی

گسترش قراردادهای موقت از دهه ۷۰ شمسی به بعد، بسترساز اصلی بی‌ثباتی فعلی در بازار کار ایران بوده است.

پرسش‌های باز

پاسخ را از دستیار بپرس

این خبر چگونه به شما اثر می‌گذارد؟

کاوش بیشتر

پاسخ را از دستیار بپرس

بیشترین تاثیر این خبر بر چیست؟

نیروی کار و کارگران
تحمل بیشترین فشار ناشی از تعدیل نیرو و ناامنی شغلی
نسل جوان
فقدان افق روشن برای مشارکت در نظم اقتصادی رسمی
بنگاه‌های تولیدی
تلاش برای بقا از طریق تعدیل نیرو در غیاب حمایت‌های نهادی
۱

بیکاری فعلی ریشه در شکافی تاریخی و فرسایش ظرفیت‌های سازماندهی کار دارد، نه فقط بحران‌های مقطعی.

۲

جنگ تنها بحران‌های انباشته‌شده زیر پوست جامعه و ضعف نهادهای حفاظتی را آشکار کرده است.

۳

کار فراتر از درآمد، ابزاری برای مشارکت اجتماعی، هویت‌بخشی و تولید زندگی جمعی است.

۴

«اقتصاد زندگی» شامل نهادهایی است که تداوم حیات اجتماعی و مشارکت معنادار را ممکن می‌سازند.

۵

منطق بازار به تنهایی قادر به حفاظت از امنیت شغلی و عدالت بین‌نسلی نیست.

۶

جامعه برای جلوگیری از انتقال هزینه‌های بحران به زندگی مردم، به نهادهای میانجی مانند اتحادیه‌ها نیاز دارد.

۷

ضعف نهادها منجر به «توزیع عمودی بحران» و تخلیه ریسک‌ها بر دوش لایه‌های بی‌دفاع اجتماعی شده است.

۸

نظرسنجی‌ها نشان‌دهنده فرسایش اعتماد به آینده و بدبینی اکثریت مردم به وضعیت اقتصادی است.

۹

تضعیف رابطه بین تلاش امروز و پاداش فردا، باعث رویگردانی نسل جوان از نظم اقتصادی رسمی می‌شود.

۱۰

مسأله اصلی، بازاندیشی در سازوکارهای جمعی برای حفاظت از اقتصاد زندگی و حقوق نیروهای کار است.

۱۱

وضعیت اضطراری فعلی یک قاعده است که نیازمند ایجاد میانجی‌های نهادین دائمی برای مقابله با بحران‌هاست.

آمار کلیدی

۶۶٪
درصد پاسخگویانی که در پیمایش سال ۱۴۰۲ آینده اقتصادی را بدتر پیش‌بینی کرده‌اند

نهادهای کلیدی خبر

دستیار هوشمند