چرا مالیات بر توان محاسباتی واقعا بد است؟

چرا مالیات بر هوش مصنوعی ایده بدی است؟ کالبدشکافی اقتصادی مالیات بر توان محاسباتی

بودجه و مالیاتسیاستگذاری و اقتصاد کلان۲۳ خرداد ۱۴۰۵ دنیای اقتصاد

مالیات بر توان محاسباتی با گران کردن نهاده‌های واسطه‌ای، نوآوری را سرکوب کرده و بار مالیاتی را در نهایت به کارگران منتقل می‌کند.

نکات کلیدی خبر

۱
ایده مالیات بر توان محاسباتی (Compute Tax) به عنوان ابزاری برای کند کردن اتوماسیون یا بازتوزیع ثروت در محافل سیاستگذاری مطرح شده است.
۲
از منظر اقتصاد مالیه عمومی، این مالیات به دلیل هدف قرار دادن کالاهای واسطه‌ای و سرمایه، باعث کوچک شدن کیک اقتصاد و کاهش رفاه می‌شود.
۳
اجرای عملی این مالیات با چالش‌های فنی جدی در تفکیک کاربردها روبروست و می‌تواند منجر به فرار سرمایه به کشورهای دیگر شود.
۴
تحلیل‌گران معتقدند به جای وضع مالیات جدید بر تکنولوژی، باید نابرابری‌های موجود در نظام مالیاتی که کارگر را نسبت به ماشین در موضع ضعف قرار می‌دهد اصلاح کرد.

چرا این خبر مهم است؟

وضع این مالیات می‌تواند هزینه خدمات روزمره مثل پزشکی، هواشناسی و حسابداری را که از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند، برای مردم عادی افزایش دهد.

منتظر چه باید بود؟

انتظار می‌رود بحث بر سر اصلاح نظام مالیاتی حقوق و دستمزد به جای وضع مالیات‌های بخشی بر تکنولوژی، در اولویت قرار گیرد.

نکات پنهان خبر

برخلاف تصور عمومی، مالیات بر سرمایه (مثل مراکز داده) به دلیل تحرک بالای سرمایه، در نهایت از طریق کاهش دستمزدها توسط کارگران پرداخت می‌شود، نه صاحبان سرمایه.

آمار کلیدی

۱۰ درصد
سهم واردات از مصرف که در تحلیل تعرفه‌ها مقایسه شده است
۳۰ درصد
اثر انباشته مالیاتی ناشی از تعرفه ۱۰ درصدی بر قطعات واسطه‌ای
۱

ایده مالیات بر توان محاسباتی از محافل محدود به جریان اصلی مباحث اقتصادی وارد شده است.

۲

این مالیات از نظر اقتصاد مالیه عمومی یکی از بدترین انواع مالیات برای تولید و رفاه است.

۳

مالیات بر توان محاسباتی شامل دو نوع مالیات بر موجودی (سرمایه) و مالیات بر جریان (خروجی) است.

۴

مالیات بر موجودی، تجهیزات و مراکز داده را هدف قرار می‌دهد که نوعی مالیات بر سرمایه است.

۵

مالیات بر جریان شبیه مالیات بر ارزش افزوده است و نباید مالیات بر توان محاسباتی نامیده شود.

۶

طبق نظریه دایموند-میرلیز، نباید بر کالاهای واسطه‌ای مانند توان محاسباتی مالیات وضع کرد.

۷

مالیات بر توان محاسباتی مانند مالیات بر فولاد در عصر صنعت، کیک اقتصادی را کوچک می‌کند.

۸

این مالیات مانند تعرفه گمرکی بر قطعات، هزینه‌اش در طول زنجیره تولید انباشته و چندبرابر می‌شود.

۹

افزایش هزینه توان محاسباتی باعث گران شدن خدمات در تمام صنایع از دارو تا حسابداری می‌شود.

۱۰

طبق نظریه چملی-جاد، نرخ بهینه مالیات بر سرمایه در بلندمدت باید صفر باشد.

۱۱

زیرساخت‌های هوش مصنوعی سرمایه هستند و مالیات بر آن‌ها مانع کاهش هزینه‌ها در آینده می‌شود.

۱۲

مالیات بر نردبان برای حمایت از چیدن نارگیل با دست، راهکار غلطی برای بازتوزیع ثروت است.

۱۳

ویژگی‌های هوش مصنوعی مانند تحرک بالای سرمایه، مالیات بر آن را به سیاستی زیان‌بار تبدیل می‌کند.

۱۴

بار مالیات بر سرمایه به دلیل کشش‌پذیری، در نهایت از طریق کاهش دستمزد به کارگران منتقل می‌شود.

۱۵

فراتر از نفی مالیات، شاید حتی باید به توان محاسباتی یارانه پرداخت کرد.

۱۶

طبق اصل پیگویی، فعالیت‌های دارای اثر خارجی مثبت باید مشمول یارانه (مالیات منفی) شوند.

۱۷

یادگیری از طریق انجام دادن در آموزش مدل‌های هوش مصنوعی، یک اثر خارجی مثبت ایجاد می‌کند.

۱۸

پیشرفت فناوری توسط یک شرکت، هزینه‌ها را برای کل صنعت کاهش می‌دهد که نفع همگانی دارد.

۱۹

هوش مصنوعی یک فناوری عمومی است که نوآوری‌های مکمل فراوانی در صنایع مختلف ایجاد می‌کند.

۲۰

تولیدکنندگان فناوری‌های عمومی نمی‌توانند تمام ارزش خلق‌شده در صنایع پایین‌دستی را تصاحب کنند.

۲۱

با وجود استدلال‌های یارانه‌ای، تعیین دقیق میزان اثرات خارجی برای سیاستگذاری بسیار دشوار است.

۲۲

در عمل، تفکیک توان محاسباتی مشمول مالیات از کاربردهای عادی (مثل بازی) غیرممکن است.

۲۳

تعاریف قانونی یا آنقدر محدودند که فرار مالیاتی ایجاد می‌کنند یا آنقدر گسترده که مخرب‌اند.

۲۴

معافیت‌های مالیاتی برای هوش مصنوعی باعث ایجاد فساد، لابی‌گری و پیچیدگی‌های بیهوده می‌شود.

۲۵

هدف از این مالیات (کند کردن اتوماسیون یا بازتوزیع درآمد) در نتایج آن تفاوت ایجاد می‌کند.

۲۶

درآمد حاصل از این مالیات در مقایسه با تولید ناخالص داخلی بسیار ناچیز و بی‌اثر است.

۲۷

برای تامین درآمد پایه همگانی از این مسیر، نیاز به نرخ‌های مالیاتی نجومی و مخرب است.

۲۸

مراکز داده به راحتی به کشورهای با مالیات کمتر منتقل می‌شوند و سرمایه فرار می‌کند.

۲۹

به جای اختراع مالیات جدید، باید نابرابری فعلی که مالیات بیشتری از کارگر می‌گیرد اصلاح شود.

بیشترین تاثیر؟

استارتاپ‌های هوش مصنوعی
افزایش شدید هزینه‌های آموزش مدل و زیرساخت
کارگران
احتمال کاهش دستمزدها به دلیل انتقال بار مالیاتی سرمایه به نیروی کار
صنایع پایین‌دستی (پزشکی، لجستیک)
گران شدن خدمات مبتنی بر پردازش داده
کشورهای با مالیات پایین (کانادا، حوزه خلیج فارس)
جذب مراکز داده و پروژه‌های هوش مصنوعی فراری از آمریکا

نهادهای کلیدی خبر

دستیار هوشمند