چرا برنامه‌های توسعه در ایران به جای اجرا، تنها روی کاغذ باقی می‌مانند؟

سیاستگذاری و اقتصاد کلان۱۰ خرداد ۱۴۰۵ دنیای اقتصاد

توسعه در ایران قربانیِ اولویتِ «نوشتنِ سند» بر «ساختنِ نهاد» و ضعف در ظرفیت‌های اجرایی شده است.

آیا می‌دانستید که حتی با وجود درآمدهای نفتی کلان در دهه ۵۰، برنامه‌های توسعه به دلیل نبود ظرفیت نهادی به تورم و فساد ختم شدند؟

پاسخ را از دستیار بپرس

نکات کلیدی خبر

۱
تاریخ برنامه‌ریزی در ایران از دهه ۱۳۲۰ با تمرکز بر پروژه‌های عمرانی دولتی و وابستگی به نفت آغاز شد.
۲
در دهه‌های ۴۰ و ۵۰، تلاش برای صنعتی‌سازی با تکیه بر تکنوکرات‌ها انجام شد اما به دلیل ماهیت دولت‌محور و مونتاژی، به توسعه پایدار نرسید.
۳
پس از انقلاب، برنامه‌های توسعه به دلیل تغییرات سیاسی و وابستگی به درآمدهای نفتی، دچار گسست و عدم تداوم شدند.
۴
برنامه‌های اخیر (پنجم و ششم) به دلیل غلبه تصمیمات سیاسی بر منطق کارشناسی و ضعف نهادی، در دستیابی به اهداف کلان ناکام ماندند.
۵
اصلاح برنامه هفتم با رویکرد بازسازی، بار دیگر اهمیت ظرفیت اجرایی و نهادسازی را در کانون توجه قرار داده است.
۶
توسعه واقعی نیازمند عبور از فرهنگ «سندنویسی» و تمرکز بر ایجاد نهادهای پاسخ‌گو و پایدار است.

چرا این خبر مهم است؟

برای یک شهروند، این خبر توضیح می‌دهد که چرا با وجود برنامه‌های متعدد، وضعیت معیشت و زیرساخت‌ها بهبود ملموسی نمی‌یابد؛ زیرا مشکل از کمبود برنامه نیست، بلکه از نحوه اجرای آن‌هاست.

نکات پنهان خبر

توسعه در ایران به جای یک فرآیند اجتماعی و نهادی، به یک «پروژه مالی» تبدیل شده که با نوسانات درآمدهای نفتی و تغییر دولت‌ها، متوقف یا منحرف می‌شود.

منتظر چه باید بود؟

پیگیری نحوه تدوین و تصویب اصلاحات برنامه هفتم در مجلس و شورای عالی امنیت ملی برای ارزیابی تغییر رویکرد از شعار به عمل.

پژواک تاریخی

شکست برنامه‌های توسعه در ایران، مشابه تجربه بسیاری از کشورهای در حال توسعه است که بدون اصلاحات نهادی، صرفاً به برنامه‌ریزی‌های متمرکز دولتی تکیه کرده‌اند.

این خبر چگونه به شما اثر می‌گذارد؟

بیشترین تاثیر این خبر بر چیست؟

عموم مردم
عدم تحقق رفاه و توسعه به دلیل ناکارآمدی برنامه‌ها
دولت
چالش در اجرای برنامه‌ها و مدیریت منابع
۱

برنامه‌ریزی دولتی در ایران با تاسیس سازمان برنامه و تمرکز بر زیرساخت‌ها آغاز شد.

۲

دهه ۴۰ با حضور تکنوکرات‌ها، دوره شتاب‌گیری صنعتی‌سازی و رشد طبقه متوسط بود.

۳

توسعه دولت‌محور و فقدان نهادهای مدنی منجر به نابرابری و انسداد سیاسی شد.

۴

در دهه ۵۰، وفور درآمد نفتی برنامه‌ریزی را به پروژه‌های مالی تورم‌زا تبدیل کرد.

۵

پس از انقلاب، برنامه‌ها بیش از آنکه ملی باشند، وابسته به دولت‌های وقت بودند.

۶

تغییر دولت‌ها باعث توقف برنامه‌های اصلاحی و تضعیف انضباط برنامه‌ای شد.

۷

برنامه‌های پنجم و ششم به دلیل غلبه سیاست بر کارشناسی، اهدافشان محقق نشد.

۸

ریشه ناکامی‌ها در نگرش کوتاه‌مدت و ضعف نهادهای پاسخ‌گو نهفته است.

۹

اصلاح برنامه هفتم با تمرکز بر بازسازی، نیازمند هماهنگی دقیق و ظرفیت اجرایی است.

۱۰

شکست اهداف چشم‌انداز ۱۴۰۴، شکست تصور توسعه به‌مثابه نوشتن سند است.

۱۱

توسعه واقعی نیازمند نهادهای پایدار است و بدون آن‌ها، برنامه‌ها فقط رویا هستند.

نهادهای کلیدی خبر

دستیار هوشمند